يه دنيا باروني ميشم
گم شده تو هواي تو
پر از سكوت خوب تو
هم قد تو، براي تو
بگو كدوم مسافري
تو رو به خواب فردا برد
بدون من كدوم شبي
تو رو به سايه ها سپرد
آتيش گرفته جون من
حادثه از سرم گذشت
بعد تو روزاي سپيد
به شهرقصه برنگشت
اي تو هميشه موندني
تو شب جون سپردني
ترانه اي تازه بگو
عزيز هم خونه ي من
عاشق و ديوونه ي من
كجاي شب گم شده كو؟
لیلا
به قصه هاي مادربزرگ
نمي ميرم
وسنگینی دستهایی که نمی گيرد
روي پیشانی ام درد
تب دارم
بغض هایم به خواب های دریا زده ات نمی گیرد
وداع این حرف را با تو آغاز می کنم
و شب هایم را
به تو می رسانم
که هیچ کجای زمین
به اندازه ی بودنت
امن نیست
با این همه
کسی به خواب هایم آمده
که راه تو را گم کرده بود
و دست هایش
از عطر مترسک های جالیز
پُر بود
بیدارم
فریاد می کشم تو را
تا بی تو ام را
تا
پیدا شوي در من
که هیچ کجای زمین
به اندازه ی دستهایت
امن نیست...
زیبا